
اونایی هم که فیلم به درد نخور میساختن حکم صادر میکردم که تا اخر عمر روی یه کاناپه ببندن شون هی فیلم خودشون براشون پخش شه هی ببینن هی ببینن هی ببینن تا روزی که بگه جفا کردم خطا کردم اون وقت ازادش میکردم میرفت زندگی عادیشو میکرد!
اونی هم که کتاب مسخره مینوشته رو مجبور میکردم یه دستگاه ضبط صوت بگیره دستش،اون دستش هم کتابش،هی بخونه هی ضبط کنه هی بخونه هی ضبط کنه،تا اون روز که اونم بگه عاغا خطا کردم جفا کردم جسارت کردم!
[به پوکر شدن خواننده متنش فکر میکند و از خودباوری خویش لذت برده و لبخند میزند]
Your browser does not support the audio element.
برچسب:
نویسنده: النا موسوی